منوی دسته بندی

اختلال دوقطبی (نشانه های اختلال دو قطبی)

اختلال دو قطبی

«قبل از آنکه خانم م در بیمارستان بستری شود، می‌توانستید صدای می‌توانستید صدای خنده و گریه بلند او را بشنوید. گویا او دوران حیرت انگیزی را سپری می‌کرد. وقتی پرستار او را همراهی می‌کرد،  ناگهان خانم م  فریاد زد: وای نیز پینگ پنگ من عاشق پینگ پنگ هستم به زودی یک میز بزرگ میخرم! من باید فوراً بهترین میز پینگ پنگ را داشته باشم! چهار گوشه میز باید سمباده زده و عالی باشد. بعد از چند ثانیه وسیله‌های دیگری توجه او را جلب کرد و از میز پینگ پنگ فاصله گرفت. خانم م چند هفته پیش تمام حساب‌های بانکی پدرش را برای خرید قطعات و وسایل یک استودیوی موسیقی، خالی کرده بود. او می‌خواست از طریق خواننده شدن درآمد زیادی کسب کند». به نظر شما اختلال خانم م چیست و چرا باعث شده است که  او در بیمارستان روانی بستری شود؟

اختلالات خلقی اولین بار با عنوان affect disorder معرفی شد و سپس عنوان اختلالات خلقی برای افرادی که در تجربه درونی عاطفه و خلق خود دچار مشکل هستند به کار برده می‌شود. نام اولیه افسردگی مالیخولیا بود که از زمان سقراط این عنوان وجود داشته است.  در روانشناسی علمی که اکنون مد نظر ماست،  اختلالات خلقی دو قسمت هستند: 

 1. اختلالات افسردگی

2. اختلالات دو قطبی

 در این مقاله قصد داریم تا شما را با اختلالات دو قطبی (Bipolar disorder) آشنا کنیم.

 به صورت کلی تعاریف مختلفی برای افسردگی و اختلالات دو قطبی به کار برده می‌شود.  در ادامه و برای آشنایی بیشتر شما با مفهوم افسردگی و دوقطبی چند تعریف آورده شده است:

 از نظر کارل آبراهام افسردگی نوعی «خشم به خود» است. منظور از این خشم یعنی؛ وقتی شما چیزی را که بسیار دوست دارید را از دست می‌دهید و از دست دادن آن برای شما ترسناک است و این ناکامی و ترس تبدیل به خشم می‌شود. در واقع شما خود را متهم و مقصر می‌دانید که چرا آن چیزی که برایتان ارزشمند بوده است را از دست داده‌اید و این خشم به خود، تبدیل به افسردگی می‌شود.

 از نظر جان بالبی که روانشناس و پژوهشگر بسیار توانایی بود،  افسردگی ناشی از، از دست دادن آنچه که به آن نیاز دارید، به آن علاقه دارید و نمی‌خواهید آن را از دست بدهید، هست. او اعتقاد داشت جدا کردن اجباری پدر و مادرها از فرزندان، که بخصوص در دوران جنگ شاهد آن هستیم،  از خود جنگ آسیب بیشتری روی روان کودکان می‌گذارد و این کودکان علائم شدیدی از افسردگی را نشان می‌دهند.

 دیدگاه آرون بک درباره افسردگی این است که افراد افسرده دارای سه دیدگاه بسیار مخرب هستند و از نظر شناختی و فکری به دلیل وجود این سه دیدگاه نمی‌توانند از افسردگی خلاص شوند. این سه دیدگاه به صورت مختصر شامل:  درماندگی، ناامیدی و ارزیابی غلط نسبت به خود است به عنوان مثال، یک فرد افسرده دائماً با خود می‌گوید: «من همیشه بدبخت هستم»، «اگر من نباشم خانواده ام زندگی بهتری دارند»، «من برای تغییر دادن عادات بد خودم درمانده هستم و این ناتوانی قابل حل نیست».

 مارتین سلیگمن اعتقاد داشت افسردگی نوعی درماندگی آموخته شده است او می‌گوید افسرده‌ها واقع گرا هستند و خودشان را کمتر از آنچه که هستند قبول دارند.

 و در نهایت در دیدگاه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(ACT) مشکل افسرده‌ها را نوعی کمال‌گرایی می‌دانند آنها زندگی مبتنی بر شانس و قمار دارند و احساس می‌کنند نمی‌توانند با تلاش‌شان به هدفی برسند.

 با این تعاریف از افسردگی، سه دوره اختلالات خلقی را به شما معرفی می‌کنیم:

  1.  افسردگی:  به مدت دو هفته مستمر از ۹ علامت افسردگی ۵ علامت باید وجود داشته باشد و فرد در زندگی شغلی عاطفی خانوادگی خود دچار اختلال عملکرد شده باشد. چون در این مقاله می‌خواهیم درباره اختلال دو قطبی صحبت کنیم این مورد را در مقاله ای دیگر کامل شرح می‌دهیم.
  2.  مانیا یا شیدایی:  در این حالت فرد به مدت یک هفته کامل به شدت احساس اعتماد به نفس کاهش نیاز به خواب حواس پرتی شدید شدید بودن فعالیت های جسمی ولخرجی های مکرر ارتباط های جنسی کنترل شده و رفتارهای پرخطری مانند رانندگی با سرعت بسیار زیاد را تجربه می کند. 
  3.   هیپومانیا:  فرد مبتلا به هیپومانیا همان علائم مانیا را به صورت ضعیف تر و ۴ روز تجربه می‌کند.

 دلیل توضیح این سه دوره از اختلالات خلقی این است که بتوانید تشخیص مختصری از وضعیت خلقی خودتان داشته باشید، اما توصیه می‌کنیم  در صورت داشتن علائم این سه دوره از اختلالات خلقی، برای تشخیص تخصصی و بالینی به روانشناس مراجعه کنید.

 اختلال دوقطبی چیست؟

 به صورت کلی دو نوع اختلال دوقطبی وجود دارد:

 دوقطبی نوع یک 

 دوقطبی نوع دو 

شباهت این دو نوع  این است که در هر دو نوسان شدیدی در خلق دیده می‌شود. برای درک بیشتر  اختلال دوقطبی،  بهتر است علائم مانیا را با جزئیات بیشتری شرح دهیم.

 علائم اختلال دو قطبی یا مانیا:

  1.  تندی سایکوموتور:  منظور از  این علامت افزایش حرکت و ناگهانی بودن تصمیمات است.برای مثال یک فرد مانیک، ناگهانی شروع به خانه تکانی کلی می‌کند.  اصطلاح  مخصوص مانیک‌ها این است که میخواهند  یک شبه ره صد ساله را بروند.
  2.  تمرکز پایین و افت تحصیلی و شغلی شدید
  3.  داشتن پرش افکار
  4.  اولین فکری که به ذهنشان می‌رسد را عملی می‌کنند.  برای مثال در یک رابطه عاطفی ممکن است فردی را یک بار دیده باشد و با او رابطه جنسی برقرار کند.
  5.  رفتار تکانش گرانه دارد. 
  6.  هیچ پیش بینی برای آینده خود و آینده نگری ندارد
  7.  پرحرفی بیش از حد
  8.  عدم رعایت نوبت دیگران
  9.  ولخرجی های بسیار زیاد و بدون برنامه ریزی
  10.  اشتغال زیاد به فعالیتهای رنج آور
  11.  کاهش نیاز به خواب

 یک فرد مانیک، آنقدر خلق بالایی دارد که حس می‌کند می تواند دنیا را زیر و رو کند. حال شاید بتوانید اختلال “خانوم م ” که در ابتدای مقاله وضعیت روانی اش را شرح دادیم متوجه شده باشید.  او به دلیل ابتلا به اختلال دو قطبی در حالت بسیار شدید و قرار گرفتن در قطب شیدایی یا همان مانیا در بیمارستان بستری شده است.  توجه داشته باشید این علامت ها نباید ناشی از مصرف مواد یا یک داروی خاص باشد.

 در هیپومانیا فرد به مدت ۴ روز متوالی خلق بالا و تحریک پذیر دارد. توسط دیگران علائم قابل مشاهده است ولی آنقدر شدید نیست که عملکرد را مختل کنند.

همانطور که اشاره کردیم اختلالات دو قطبی دو دسته هستند نوع ۱ و نوع ۲.  با شرح مانیا و هیپومانیا توضیح دادن انواع اختلال دوقطبی راحت‌تر است.

 در اختلال دوقطبی نوع یک علامت‌های مانیا باید وجود داشته باشد و این علامت ها نباید ناشی از افسردگی یا دوره دیگری از یک اختلال روانی باشد. اما در اختلال دوقطبی نوع دو ملاک‌های هیپومانیا باید وجود داشته باشد. حداقل یک دوره افسردگی اساسی در دوقطبی نوع دو وجود دارد. فردی که مبتلا به دوقطبی نوع دو است، هیچ وقت در زندگی اش مانیا را تجربه نکرده است و فرد دوقطبی نوع دو، حتماً اختلال در عملکرد زندگی روزمره‌اش دارد. دوقطبی نوع دو احتمال ابتلا به انواع اختلالات شخصیت را دارد.

 تعدادی از اختلالات دیگر با اختلال دو قطبی معمولاً همراه هستند:

-بین ۶۰ تا ۸۰ درصد کسانی که اختلال نقص توجه بیش فعالی را دارند. می توانند اختلال دو قطبی را نیز داشته باشند.

– بین ۷۰ تا ۷۵ درصد افرادی که اختلالات سلوک و اختلالات شخصیت را دارند

-همچنین ۴۰ تا ۵۰ درصد کسانی که سوء مصرف مواد دارند

– و در نهایت ۴۰ درصد افرادی که اختلالات اضطرابی دارند احتمال ابتلای آنها به اختلال دوقطبی وجود دارد.

 متاسفانه در کودکان و نوجوانان آمار دقیقی از تعداد مبتلایان اختلال دوقطبی وجود ندارد.

 مشخص کننده تند چرخی در اختلال دوقطبی

 برخی از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، به سرعت وارد دوره های افسردگی و شیدایی می‌شوند و به سرعت از آن خارج می‌شوند. در این تغییرفاز در واقع حداقل چهار دوره شیدایی یا افسردگی را ظرف یک سال تجربه می‌کند. این حالت شدیدترین حالت دو قطبی است و به درمان‌های استاندارد به خوبی جواب نمی‌دهد احتمال اقدام به خودکشی در این بیماران که دچار تند چرخشی هستند بسیار بیشتر است.  تقریباً ۲۰ تا ۵۰ درصد بیماران دوقطبی  دچار تندچرخی هستند  که ۶۰ تا ۹۰ درصد این مبتلایان خانم ها هستند. جالب است که بدانید یکی از تسریع‌کننده‌های تندچرخی می‌تواند مصرف داروی ضدافسردگی باشد که برای مبتلایان به اختلال دو قطبی تجویز می‌شود. در حالت بسیار نادر بیماران دوقطبی این تند چرخی ظرف ۲۴ ساعت اتفاق می‌افتد که معمولاً این افراد بستری می‌شوند.

 میانگین سن شروع اختلال دوقطبی نوع یک، ۱۵ تا ۱۸ سالگی و در اختلال دوقطبی نوع دو،  ۱۹ تا ۲۲ سالگی است. هر چند گاهی هردو  نوع می‌توانند از کودکی نیز شروع شوند. تقریباً خیلی کم پیش می‌آید که شخصی بعد از ۴۰ سالگی دچار اختلال دوقطبی شود که اگر چنین شود یک سیر مزمنی پیدا می‌کند. یعنی شیدایی و افسردگی جای یکدیگر را می‌گیرند.

 یک مطالعه بزرگ سوئدی نشان داد به طور متوسط مبتلایان به اختلال دوقطبی ۸ تا ۹ سال زودتر از جمعیت عمومی بر اثر بیماری های مختلف و خودکشی می‌میرند. اما وقتی به موقع تشخیص و درمان شوند، از مرگ و میر آنها جلوگیری می‌شود.

در درمان افراد مبتلا به اختلالات دوقطبی، همزمان از دارو و روان‌درمانی استفاده می‌شود. نکته مهم در درمان این افراد، در نظر داشتن سبک زندگی و گفتن برنامه زندگی روزمره‌شان به مشاور است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *